تو را می جویم ,تو را می جویم,
در لابلای کتابهایم, لای هر برگ از دفتر عمرم
در میان گل ها و گیاهان ,در میان سبزه ها تو را می جویم
با یاد تو دوباره جان می گیرم
انگاه که قلم بر دست می گیرم, انگاه که کتاب برمی دارم به یاد توام
ره روز و شب را با یاد تو وبه امید تو طی می کنم
اری اگر تو نبودی به وجود نمی امدم و زندگی نمی کردم
دین و مذهب و فرهنگ, بی تو معنی ندارد
دین و مذهب و فرهنگ, انگاه برایم معنی پیدا کرد که تو را جست وجو کردم
اری دین و مذهب و فرهنگ در تو نهفته است
می یابم گرد پای سمندت را ولی هرگز سمندت را
می جویم تو را, ولی هر چه بیشتر می جویم کمتر می یابم
نه نه تو را هرگز نمی یابم
اری خدا را در تو حس می کنم, انگاه که تک ستاره ای را در اسمان
می بینم یاد توام
اری تو تک ستاره ی عشقی که عشق را در دل من زنده کردی
و طلوع روشنایی قلبم تو بودی